فقط 21 روزه دیگه مونده. یا مرگ و یا بازگشت دوباره به زندگی
نمی دونم تو این 21 روزه باقی مانده چیکار باید کرد؟؟؟ زندگی رو مثل قبل ادامه داد تا به نقطه پایان رسید یا زندگی معمول را رها کرد و در اندیشه بعد از مرگ بود؟؟؟؟
واقعا نمی دونم؟؟؟ اوایل برام خیلی سخت بود ولی انگار دارم عادت می کنم به نبودن به مرگی که در انتظارمه
حالا که داره تموم میشه به خیلی چیزا فکر می کنم به اینکه که چه با پوچی و بیهودگی و بی ثمری گذشت
هیچ چیز عاید خودم و دیگران نشد نه بهار و نه تابستون و نه پاییز نتونستن برام حکایت زمستونو بازگو کنن
آره راست میگی زمستون آخر خط نیست بعدش بهار میاد ولی ...
کاش می تونستم از این سفر استفاده کنم ولی افسوس
هیچ وقت فکر پایان رو نکرده بودم
کاش کمی باهوش تر بودم کمی عاقل تر و کمی هم البته ...
درود بی کران نرگس خانم
از اینکه هر روز بهم سر میزنی سپاسگزارم .
دم از رفتن میزنی .به کجا چنین شتابان؟!
(شاید سالها بعد...
در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم
و بگوییم چقدر شبیه خاطراتم بود... این غریبه)
ارادتمند شما قاسمی
سلام
باید همیشه خدا رو شکر کنم نعمتی که من الان به اون رسیدم مدیون لطف های بی دریغ خدا هستم
من یه مدتی تبعید شده بودم اما نمیدونم خطای من چی بود بگذریم بهتر نعمتی که الان در اختیارمون هست به بهانه گذشته و آینده هدر ندیم
بعضی وقتها نمیتونیم فکر کنیم چون فکر میکنیم که همه چیز تموم شده به همین راحتی فرصتهامون رو از دست میدیم در حالیکه آینده چیزی جز اثرات تصمیم های حال حاضر ما نیست
تفکر نعمت بزرگیه اما معلوم نیست که ما قدرش رو میدونیم یا نه
آیا واقعا تموم شدن در راه هست یا اینکه ما عجله داریم که هر چه زودتر همه چیز تموم بشه
البته بستگی داره که ما هدفمون رو چی قرار دادیم هدف باید به قدری بزرگ باشه که تموم شدنی نباشه پس سعی کنیم هدفهامون به اندازه کافی بزرگ باشن چون که ما گوهرهای بزرگی رو در اختیار داریم