-
خدایا مرسی :)
1393/06/26 10:51
همین الان یه چی اومد تو ذهنم وقتی پدر و مادر به فکر آینده بچشون هستن و تمام تلاششون رو میکنن که مثلا حتی مسکن بچشون رو هم آماده کنن اونوقت چطور ممکنه که خدا با خدایی خودش بنده هاشو تو این دنیا تنها بزاره پس نتیجه اخلاقی اینکه: بابا جان خدا هیچوقت تو این دنیا تنهات نمیزاره حتی اگه تو خودت فکر کنی اون تو رو تنها ولت کرده
-
...
1393/06/09 20:56
بله به ما هم یاد دادن که وقتی گفتن زندگی را توصیف کنیم فقط بگیم : زندگی زندگی زندگی قشنگه قشنگه قشنگه اما همیشه در زندگی کردن رفوزه بشیم
-
نجبه
1393/06/09 15:17
امروز چقدر زیباتر درک کردم مفهوم کلمه "نجبه را" در فضایی که نجبه ها آنرا مدیریت میکنند دیگر هراسی نیست آینده ای روشن پیش روی آنها است فقط حالم به دل خودم میسوزد من که نجبه نیستم و مرا یک عقده ای میخوانند کجای عالم را باید پر کنم کاچ میشد کوچ کرد.
-
دست روی دست گذاشتن و دم نزدن تا به کی...
1393/06/02 10:06
دست روی دست گذاشتن و اینجوری ادامه دادن فایده ای نداره هر روز تکراری و بی انگیزه زندگی کردن فایده ای نداره استفاده از گیرنده های تلوزیون و اینترنت و ... برای فهمیدن خبرها فایده نداره من و تو باید گیرنده هامونو بتونیم فعال کنیم خبر یه چیز دیگه است خبر اگر خبر باشه باید تو رو از خود بیخود کنه یه چیزی تو درونم میگه که...
-
زندگی
1393/05/21 19:31
هر روز که بیشتر میگذره به این نتیجه میرسم که زندگی کردن بسیار سخته زندگی در جهانی که انسان ها قانون گذار های آن هستند و بدون در نظر گرفتن تمام جنبه ها قانون میگذارند زندگی درجهانی که انسان ها اجرا گران قانون هستند و هر روز بسته به صلاح خود قانون ها را اجرا میکنند زندگی در جهانی که انسان ها نقاب به چهره دارند و تو هرگز...
-
...
1393/05/19 11:31
شانه هایم خسته اند این روزها نمیدانم شاید جهلی که خود را با من همراه کرده بر رویشان سنگینی میکنند دوست دارم کمی سبکبال شوم این روزها
-
گوجه فرنگی له شده
1393/05/01 09:19
شده تا به حال حس گوجه فرنگی ای رو داشته باشی که به نحوی سقوط کرده و له شده تازه درد له شدن هم متفاوته یه وقتی هست که صاحبت نمیخواست ولی تو از دستش سر خوردی افتادی و له شدی این نوع له شدن کمی قابل تحمله ولی نوع دیگری هم وجود داره که تو گندیدی خراب شدی و صاحبت حالش از دستت بهم میخوره و خودش تو رو شوت میکنه که له بشی...
-
احساس امروز
1393/04/17 08:46
فکر میکنم که خیلی لزومی نداره دنبال عظمت در چیزهای خیلی عظیم باشی شاید عظمتی که تو به دنبال اون هستی رو بتوان در همان علف به ظاهر هرز که در کنار گلی زیبا پناه گرفته پیدا کرد چرا که او خود دنیایی از عظمت است ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ میگن تو زندگی بزرگترین نعمت سلامتی میگم آره سلامتی جسم و...
-
امروز فهمیدم که دارم رسالتم رو گم میکنم
1393/04/14 16:47
نرگس خانوم اینطور که معلومه چند صباحی رسالت خودتو فراموش کردی تو آمدی که خدمت کنی و بس و در فکر آن نباشی که دید یا ندید اینطوری فکر کنم خیلی راحتر زندگی خواهی کرد.
-
چرا هستیم؟
1393/04/03 16:52
آرام که شدی سوالی در ذهنت شروع به رقص میکند چرا هستیم؟ چرا هستیم؟ چرا هستیم؟ و اگر دلت پاسخ دهد که آمدیم که حس عاشقی را تجربه کنیم دوباره سوالی دیگر رقص کنان میگوید چرا باید عاشق شویم؟ چرا باید عاشق شویم؟ و چرا باید عاشق شویم؟ داستان اینهمه اشک ها و خنده ها چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...
-
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
1393/03/19 08:07
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند ز ملک تا ملکوت حجاب بردارند هر آن که خدمت جام جهان نما بکند طبیب عشق مسیحادم است و مشفق دار چو درد در تو نبیند که را دوا بکند تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند زبخت...
-
عاشقانه ها
1393/03/08 08:04
عاشقانه ها همان ها هستند که نه اسمی از آن ها است و نه رسمی بی توقع تنها عاشقانه می زییند نه آن ها را با کسی کاری است و نه کسی را با آن ها کاری نه، البته اگر کمی در کنارشان آرام گیری، در گوشتان داستان عاشقی شان را زمزمه خواهند کردند میدانم شاید نمی فهمی که چه میگویم ولی خود خوب میدانم که می خواهم سرچشمه ای شوم تا شاید...
-
امروز من بی حالم...
1393/03/04 12:39
روزهایی که احساس درونیت این است که ایست کرده ای و تمام چیزها برایت بی اهمیت است گویای دو چیز بیشتر نیست یا در حال گذر از یک مرحله به مرحله بالاتر هستی و یا در حال سقوطی آزاد از تمام هستی که برای خود ساخته ای امروز من بی حالم... اما تنها او میداند ...
-
شاید اینجا دیگر جای من نیست
1393/03/04 08:44
کمی که خوب گوش دهی صدای تپش های قلبم را خواهی شنید فقط کافی است کمی نزدیکتر بیایی آنگاه خود خوب خواهی فهمید که در روزهای ابری گرچه عاشقان شادند ولی ...
-
قابل تامل ...
1393/02/29 18:57
هرکسی در این دنیا شغلی دارد، یکی نگهبان است، یکی باغبان، دیگری دریابان، و ... به نظر من بهترین شغل در این دنیا "مهر"بان است و بس
-
موسیقی هستی...
1393/02/24 23:35
در انتظار آنم که موسیقی هستی را با گوش دل بشنوم شاید آن زمان به آرامش برسم
-
[ بدون عنوان ]
1393/02/22 18:07
:)
-
...
1393/02/06 16:31
Remember, life is not about what happens to us but about the meaning we give to what happens to us Love is our nature, let's be it http://www.quantumdynamics.net/رفرنس
-
آرزوی دیروز و امروزم
1393/02/03 11:20
دیروز تکه ای از ساز شکسته ام را دوباره در خواب دیدم و دوباره به یاد روزهایی افتادم که عاشقانه با او می نواختم و دوباره دلم گرفت ... و دوباره آرزو کردم که کاش هیچ وقت سازی مرا با خود همراه ه نمیکرد و امروز نیز همان ساز شکسته را در خواب دیدم ولی امروز دیگر آرزوی دیروز را نداشتم امروز آرزو میکنم که ایکاش خود تبدیل به...
-
.و.و.و...
1393/01/23 23:54
بچه که بودم خوب مثل همه بچه ها گریه میکردم ولی هیچ وقت نمیدانستم گریه کردن اینقدر میتونه ... امروز دوباره از ته دل گریه کردم بی بهانه و امروز... شاید جوانی ای سر از زیر خاک بیرون آورد
-
دوست دارم بزرگ بشم و دوست دارم کودک باقی بمونم
1393/01/19 10:59
سلام این روزها فعلا بیشتر دوست دارم بیشتر فکر کنم تا بنویسم دوست دارم چیزی بنویسم که حداقل اگه تنها خوانندش خودم هم باشم ازش لذت ببرم دوست دارم دنیا رو جور دیگه ای ببینم دوست دارم با دیدن هر زیبایی دلم بتپه دوست دارم به خاطر مهربونی ها اشک بریزم دوست دارم بزرگ بشم و دوست دارم کودک باقی بمونم میدونم هیچ کدوم از اونایی...
-
:)
1392/12/16 09:05
اینجا هوا گرمه اینجا هوا بارونیه اینجا عشق در جریانه اینجا آفتاب با موسیقی زیبایی مهربونی میکنه ...
-
:)
1392/12/06 00:45
زندگی ای دیگه همش داره قلبتو می لرزونه حالا یه وقتایی با شادی یه وقتایی با غم یه وقتایی با عشق و یه وقتایی با ... بعضی وقتها فکر میکنم که زندگی مثل یه بچه شیطونی که تنها دوست داره سر به سرت بزاره و بس
-
در انتظار آن لحظه ...
1392/12/02 22:54
آن لحظه که اجازه ورود چشمانت بر دریچه حقیقت داده شود خواهی توانست تا آخرین لحظه همراهی دم و بازدم با وجودت؛ هر روز و هر لحظه بدون هیچ تکراری از زیبایی سخن گویی زیرا زیبایی که با آن مواجه خواهی شد عظمتی است که پایان ندارد.
-
نیمی زمینی و نیمی زیر زمینی شدم...
1392/11/25 22:39
نه اینکه نیستم هستم ولی انگار که نیستم در واقع مرزی بین بود و نبودم وجود نداره شاید من هم مثل الکترون موجود عجیبی هستم؟! راستی کاش میشد از الکترون پرسید از اینکه رفتار دوگانه موج و ذره داره راضی اٍ؟ یا اینکه دوست داشت یا موج باشه یا ذره!
-
روزگار امروز من
1392/11/06 20:19
تا حالا به این فکر کردی که چرا دیگه هیچ کس نمیتونه مثل حافظ یا سعدی شعر بگه و ووو امروز فکر میکردم یه دلیلش میتونه تفاوت محیطی که ما توش زندگی میکنیم و محیطی که اونا توش زندگی میکردن باشه اونا صبح ها چششون رو باز میکردن طبیعت میدیدن، زیبایی میدیدن، بوی طلوع و غروب خورشید را با تمام وجود لمس میکردن ولی ما چی؟ صدای بوق...
-
...
1392/10/30 19:28
شما را توصیه میکنیم به "صبر و نماز "
-
سپاس
1392/10/17 17:31
برگه های سفیدی که خود را برای خود نخواستید که خواستید بستری باشید تا بر روی تان بهتر بیندیشم چرکتان کردم، چروکتان کردم، می دانم همه را میدانم ولی سپاس بخاطر همه " مهر "بانی هایتان
-
سرزمینی دیگر سرای من است
1392/10/12 10:38
بعضی وقت ها صحنه هایی رو میبینی که برات خیلی آشنا هستن نمیدونی اونجا کجاست ولی احساس میکنی که قبلا اونجا بودی میدونی چیه خیلی وقتا احساس میکنم من اینجایی نیستم احساس میکنم که قبلا تو یه جای خیلی باحالی بودم خیلی باحال ولی حالا... خیلی وقتا فقط میخوام بزنم بیرون ولی کجا نمیدونم دلم برا جایی تنگه که خودمم نمیدونم کجاست...
-
...
1392/10/10 11:35
وقتیکه حسابی خسته شدی آرزو میکنی ... کاش تنها آفتابگردونها بودند و من و دیگر هیچ