برگرفته از وبلاگ :فتح باغ
می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟
جایی که می ری مردمی داره که می شکننت
نکنه غصه بخوری تو «تنها» نیستی
تو کوله بارت «عشق» می ذارم که بگذری
«قلب» می ذارم که جا بدی
«اشک» می دم که همراهیت کنه
و «مرگ» که بدونی برمی گردی پیش خودم