...

احساس غریب قربت به وسعت تمام هستی در تنگنایی به نام "دل"

چه لفظ نازیبایی

دروغ گو که شدی کارت تمام است

در مقابلت دیگر دریاها نیز توان پاکسازی  ندارند

افسوس بر تمام آنهایی که به خاطر هیچ قبول میکنند سیاهی دروغ را به جان بخرند




غلام حلقه به گوش

بالاخره برنامم رام شد

بالاخره همونی رو انجام داد که دو روزه دنبالشم

راستی تصور کن اوناییکه برنامه نویسهای حرفه ای هستن چه لذتی میبرن وقتی برنامه هاشون میشن غلام حلقه به گوششون

خدایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییا مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

اما تا چیزی بیاد و بشه غلام حلقه به گوش.....

منه هنگیدددددهههه

کامپیوتر هم که هنگ کرد

کارای عجیب غریب میکنه

مثلا همین که هنگ میکنه همه میگین که بیچاره کامپیوترو کمی خاموش کنید تا درست بشه

حالا مغز منم هنگیده حسابی

یکم خاموش بشم شاید درست شم

وقتی کارام تو هم میپیچن فکرای عجیب غریب میان سراغم


فکرای بی خودی من دیگه خاموش شدم ولم کنید

تنها جرقه ای ذهنی

ببین مغز هم مثل تمام دستگاه های الکترونیکی دیگه است دیگه

منظورم اینکه انرژی هایی که داره ساطع میکنه شامل بالاخره یه فرکانس و طول موجی هستن

خوب حالا چرا بشر تلاش نمیکنه دستگاهی درست کنه که این فرکانس ها رو آشکار کنه

اینطوری دیگه تو دنیا چیز مخفی ای باقی نمیمونه و دنیا به اون شفافیتی که باید میرسه

اگه من رشتم مهندسی برق یا الکترونیک بود حتما رو این موضوع کار میکردم

ولی ...

شاید عیب این دستگاه اینکه ستار العیوب بودن خدا رو مختل میکنه؟!

چون انگار قرار نیست که کج روی ها به سرعت آشکار بشن؟

نمیدانم