با توجه به اوضاع و احوال درونم تصمیم گرفته ام تا اطلاع ثانویه تا آنجا که ممکن است تنها به خود و کارهای مربوط به خود فکر کنم
فعلا به این نتیجه رسیده ام که کارهای انجام شده توسط اطرافیانم هیچ ارتباطی به من ندارد و من هیچ دینی نسبت به نتایج کار آنها ندارم
دیگر نه غصه این را خواهم خورد و نه غصه آنرا
دوست دارم چند صباحی نیز خادم نرگس شوم و بس
شاید خودخواهی است ولی ...
چند روزیه بدجوری حالم گرفته است
دوست دارم کمی گریه کنم ولی گریم نمیاد
انگار دیگه حتی خودم رو هم دوست ندارم
دوست دارم فرار کنم
کاش میشد قطره اشکی شد و در زمین فرو رفت
شاید دانه ای از آن میرویید که جز سپاس هیچ نمیدانست
زندگی کردن با چشمان کمسو جذابیت خودشو از دست میده
حتما واقعیت جهان آفرینش زیباست ولی چون ما توان دیدن و یا فهم اون رو نداریم ازش لذت که نمیبریم هیچ نسبت به اون گهگاهی متنفر هم میشیم.
ای خدا ...
این طرح کارت پستال برای استادمه
بابام میگه مفهومش چیه
فکر کنم مفهومش اینکه من مثل بادکنکم و استاد مثل صاحب اون
روی من پیغام شادی و رنگ و تبریکه ولی زیاد بادوام نیستم ممکنه هر آن بترکم
نباید انتظار زیادی ازش داشته باشی ولی اگه به حد تکاملش برسه میتونه بشه یک بالن
میتونه خود صاحبشو سوارش کنه و اونو به آسمان و اوج ببره
